|
در آرزوي به تو رسيدن و با عشق تو زندگي کردن...
|

"می خوام به پوچی فردام بخندم"
تمام لحظه های من ختم می شود به تنهایی
به با تو بودنی که بی تو تمام شد
و تنهایی با سکوت همیشگی اش ماند
و اشک...
و خاطراتی مبهم از گذشته
و احساسی که ماند در کوچه های خیس سادگی ام
فرصت با تو بودن توهمی شیرین بود
خواب کودکانه ی من
و تو ماندی در خاطرم
بی آنکه تو را ..!!!

چه قدر سخت است که با آشنا ترینت بیگانه باشی...
بعد از این همه عبورِ کبود،
قول میدهم دیگر قدر خلوتهایم را بدانم...
می نویسم تنها برای خودم !
"به یاد آن شب"
مونمونی !
"هنوزم می شه عاشق بود"
بدان این کار سختی نیست

کجاست آرامش آشنا با من
تپشهاي قلبم را به باور خاطره هايم پيوند مي زنم...
چه زیبا بود با تو بودن...
آن هنگام که به هم عشق می ورزیدیم و اعتماد داشتیم...!
اي ماندني ترين هستي...
اي ماندني ترين نگاه...
اي لبريز ترين مستي...
هنوز هم كوچه هاي ذهنم را تنها
با خيال تو خوش می كنم!
کاش وقتی آغوشم آرامشت بود
روحت را به من می سپردی ،
تا نگاه خسته ات را نوازش دهم.
كاش هيچوقت عشقي متولد نميشد كه
احساسي بميرد !
برای ماندنی ترینم
مونا
" نقطه ها ی خاموش "
به یاد 7 ام هر ماه
خسته ام...
راهی نیست...
زبانم از تفسیر حقایق خسته است...
کاش بود که مرا درک کند،
کاش می توانست عاشقم باشد،
کاش مفهوم بودن را میدانستم
مراببخش که حرفهایم بوی نا امیدی و بغض و گریه میدهد...
شاید بی کسیهایم مرا از تو ربود،
شاید هم خاطراتی که هیچ گاه نداشته ام،
مرا ببخش که در تنهایی خود غلت میزنم...
گریه امانم نمیدهد،
شور و خنده را از من ربودند!

مرا ببخش که زیادی تو را دوست داشتم...
و شبها به یاد تو هزاران بار مردم و زنده شدم...
مرا ببخش زندگی!!!!
برای ماندنی ترین عشق!
مونمونی

برای ماندنی ترین عشق...
مونمونی !
"برای آخرین بار ..."
به یاد آرامش نخست
گریه های پایان
تا به تو تکیه کردم پشتم و خالی کردی ...
بیا ببین چه خستم ، غمگین و دلشکسته ام ...
خیال می کردم تو برام پشت و پناهی ...
با این همه خستگیام ...
برام یه تکیه گاهی...
با خودم می گفتم...
تو رو دوس دارم و ای کاش تا ابد با تو بمونم ...
شاید اونجوری که باید قدرتو من ندونستم ...
حرفایی بود توی قلبم ،من نگفتم، نتونستم ...
نوشتم و نوشتم برای تو، برای تو که برایم بهترینی...
دلتنگ می شوم برای همه ی با تو بودن ها ...
اگه بازم من و خواستی که ببینی...
من همون جام ...
پشت لبخند قدیمی ...
برای ماندنی ترین عشق...
مونمونی فراموش شده !!!!!!!!
برای همیشه خداحافظ .........
من رشته محبت تو را پاره می کنم
شاید گره خورد،به تو نزدیک تر شدم......
حالا که دیوونتم تنهام میزاری ...؟
حالا که زندگیم شدی تنهام میزاری...؟
بی تو من خیلی حقیرم...
توی این دنیا غریبم...
گونه هام خیس از اشکام...
بس که بی تو تک و تنهام ...!
صبر کردن دردناک است...
فراموش کردن دردناک تر ...
از این دو دردناک تر این است که ندانی
باید فراموش کنی یا صبر ... !!!!!
منتظرتم عزیزم !!!!
برای ماندنی ترین عشق ِ آرزوی قلبم !
مونمونی تنها
!
تقدير من عشق تو شد ...
مي دونستم اينقده دوست دارم ، حوصلتو سر ميارم ...
يه روزي بهم ميگي كه ديگه دوستت ندارم ...!
رفتي از كنارم !!!
تنهام گذاشتي با يه دنيا خاطره ...
يه دنيا غم...
يه دنيا دلتنگي...
يه دنيا تنهايي...
آغوشت و وا كن
دلواپسي هامو با خنده اي كم كن ...
من تو نگاه تو دنيا رو مي بينم ...
كي باز مياي تا من و به اوج رويا ببري...؟
برگرد ...
دوباره برگرد...
دوباره عشق و زمزمه كن كنارم ...
فرياد بزن ، بگو :
دوستت دارم !
براي ماندني ترين عشق!
مونموني تنهاي تنهاي تنهاي تنهاي تنها ...
![]()
سكوت ، تو ، من
بگو ، دوباره صدايم كن
دوباره در ذهنت مرا به ياد بياور
اسمم ، يادم و نوشته هايم …
نگاهم كن كه مدتي است نديده ام نگاهت را ...
نگاه كن ، ببين چه ساده شكستم !
چه ساده و تنها
به فراموشي سپرده شدم ...
ببين منم نشسته به زانوي غم ...
اكنون من ، تنها ،در زمزمه سرد زمستان
در آغاز بهاری بی فروغ...
به ياد تو سكوت ميفروشم ...

سکوت ميفروشم و لبخند ميخرم ...
اكنون من در زاويه تاريك زندگي
با ياد تو کلمات را بهم گره ميزنم ...
و ميخندم به خودم ، به تمام آرزوهايم ...
تنها اين معما مرا مي آزارد :
چه بايد كنم ؟

برای ماندنی ترین عشق!
پس از گذشت 1 سال و ...
مونمونی عاشق !
20 بهمن!
تولدی دیگر...!
نمی دانم چرا زندگی این گونه است،
مرا به ژرفای بودن می برد!
می ایستم، همین جا ، در همین لحظه، همین ساعت...
21 سالگی من !
مي ايستم و نظاره مي کنم و گوش فرا مي دهم.
خفته ام دراين درياي متلاطم!
ای ماندنی ترینم...
مرا به ساحل آرامشت ببر...
و تا ابد بر من بتاب،
چون خورشيدي که روحم را گرم کند...
و چون تبسمي که مرا شاد کند...
و چون بوسه اي که مرا در عطش داغش ذوب کند!
آری در شبي دراز عاشق شدم...
و در فردايی ديگر مي ميرم...
نمي دانم که در تار و پود کدام زمان هستم...
فقط مي دانم که به آرامش گل و تبسم باران نيازمندم!
مونمونی کوچولوی من...
تولدت مبارک !!!
مونمونی!
زمستان 87
دلم می خواست بهانهای باشی برای فراموش كردن همه چیز
دلم مي خواهد آنقدر بنويسم
تا نفسهايم تمام شود.
اين لحظه ها ي لعنتي ،
اين دقيقه هاي بي وفا
باز هم مرا عذاب مي دهند...
دستي نيست تا
دستهاي خسته ام را
گرم کند...
نگاهي نيست ،
تا مرا اميد دهد...
نفسي نمانده تا به آن تکيه کنم.
اينجا،
آخرين ايستگاه عاشقيست...!
من امروز تنهایم...
بدون ماندنی ترینم![]()
مونمونی تنهای تنها
!
" ای کاش... "
تنهایی را با یاد تو به پایان خواهم برد ...
شب ها را با حس نگاهت... با حس بودن در آغوشت. ...
اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم...
چشمهايم را مي شستي
و اشکهايم را با دستان عاشقت به باد مي دادي...
کاش مي دانستي که چقدر دوستت دارم ...
اي کاش تمام نا گفته هایم را مي دانستي . . . .
برای ماندنی ترینم...!
مونمونی
!
"جز عشقت، بها نه اي براي زيستن ندارم"
شب و روزها را در آرامشی مرموز می گذرانم...
بیش از عشق ، عاشق تو هستم!!
می دانم ....
می دانم دلم بیشتر برایت تنگ می شود...!
دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ... !
دیگر نمی گویم و نمی پرسم...!

برای ماندنی ترینم !
مونا !
" چه دور و چه نزدیک به هم "
خاطره زیبای 10 خرداد
دل نوشته های ساده ام غریبانه در نگاه تو می نشیند
دوستت دارم ساده ، مثل نوشته هایم
چگونه عشق را برایت بنویسم . . .

من که دنیای کوچکم را به تو بخشیدم تا در تو گم شوم
دل نوشته های ساده ام کجا می تواند از آتش درونم حکایت کند؟
دلم برایت تنگ است ، بیشتر از همیشه . . .
کاش در آغوشم بودی . . . !
مونمونی عاچق !
"بغضم امان نداد و در گلو شکست"
پيش از ديدن تو
مي پنداشتم که هرگز کسي را شايسته عشق نخواهم يافت
بدان خاطر که درباور من عشق در زندگي مهمتر از هر چيزي است...
مي خواهم که عشق مان عشقي پايدار باشد...
و هميشه همچون حال زيبا بماند...
مي خواهم که تا ابد زندگي مان بر عشق استوار باشد...
عشق خود به سوي ما آمد...
ولي ميدانم هر دو بايد بکوشيم تا پايدار بماند!
پس همواره نهايت تلاش را خواهم کرد تا با تو درست و راستگو باشم
خواهم کوشيد ...
تا زندگي مان را به نيکي در هم آميزم...
هر چه در زندگي مان پيش ايد عشق مان را گرامی دارم...
و تا ابد به تو احترام خواهم گذاشت و عشق خواهم ورزيد!
تقدیم به ماندنی ترینم
مونمونی عاچق... !
"كجا بايد تو رو پيدا كنم امشب"
چه زیباست با تو بودن...
آن هنگام که به هم عشق می ورزیم و اعتماد داریم...!
اي ماندني ترين هستي...
اي ماندني ترين نگاه...
اي لبريز ترين مستي...
كوچه هاي ذهنم را تنها
با خيال تو خوش می كنم!
من با توئم هر جا که هستی
حتی اگر با هم نباشیم
حتی اگر یک لحظه یک روز
با هم در این عالم نباشیم...!
عاشقانه وار تا خود خدا دوستت دارم!
تقدیم به ماندنی ترینم![]()
مونمونی عاچق
... !
" خاطره شیرین دومین شب آرامش"
تو را در خویش پیدا کردم امشب
و ساعت ها تماشا کردم
به عشقت قانع ام دیگر چه می خواهم...؟!
تمام واژه ها را می برم از یاد...
خودم را با تو معنا می کنم امشب!

کنار ساحل چشمان زیبایت
دلم را رنگ دریا می کنم امشب
تمام اشتیاق با تو بودن را
به گوش ماه نجوا می کنم امشب
تقدیم به ماندنی ترینم
...!
مونمونی عاچق
... !